السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
237
جواهر البلاغة ( فارسى )
از اينرو نذر كرد كه : فرزندش را از قيد و بند كارهاى شخصى و خانوادگى رها كند تا خدمتگذار بيت المقدس شود . وى با خدا گفت : « رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ ما فِي بَطْنِي مُحَرَّراً » « 1 » خداوندا ، من براى تو ، نذر كردم : طفلى را كه در دل دارم ، در راه خدمتگذارى به بيت المقدس آزاد بگزارم . در آن زمان ، رسم چنين بود كه تنها پسران و مردان مىتوانستند خادم بيت المقدس شوند ، بدين جهت نذر مادر مريم ، نشاندهنده اين است كه او مىپنداشته : آنچه در دل دارد ، پسر است . بنابراين ، « ما » ى موصوله ، در عبارت « ما فى بطنى » به معناى پسر است . لكن مادر مريم ، هنگام زايمان ، ديد فرزندش دختر است . با اندوه گفت : « رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُها أُنْثى » « 2 » خداوندا ، دختر زاييدم . خداوند متعال فرموده است : « وَ لَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثى » يعنى : پسرى كه آرزو داشتى در عظمت و مجد ، چونان دخترى كه به تو داده شده نيست . در اينجا « الذّكر » معرّف به « أل » عهديه است لكن پيش از آن ، صريحا ذكر نشده است بل تلويحا و به صورت « ما » در « ما فى بطنى محرّرا » ذكر گرديده است . « 3 » « تلويحا » : به طور اشاره و كنايه . اكنون به ترجمه متن كتاب بنگريد . ب : يا به اشاره ، ذكر شده باشد ، مانند سخن خداى برين : « وَ لَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثى » « الذّكر » گرچه قبلا به طور صريح ، ذكر نگرديده ، لكن اشاره به « ما » در آيه پيشين است : « رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ ما فِي بَطْنِي مُحَرَّراً » چون آنان تنها پسران را براى خدمت به بيت المقدس ، آزاد مىگذاشتند ، و همين پسر ، مقصود از « ما » ى موصوله است . و هرجا كه ذكر آن به شكل اشاره و كنايه باشد عهد كنايى مىگويند . عبارت « هو المعنّى بما » يعنى همان پسر ، مقصود « ما » موصوله است . در اين جمله ، « المعنّى » تشديد دارد . و به معنى قصد شده و مقصود است . ( ج ) و إمّا بحضوره بذاته . نحو : « الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ » أو بمعرفة السّامع له نحو : هل إنعقد المجلس و يسمّى عهدا حضوريّا . ج : يا آنچه « أل » بر آن درآمده است خودش حضور داشته باشد . مانند : « الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ
--> ( 1 ) . آل عمران ، 35 . ( 2 ) . آل عمران / 36 . ( 3 ) . بنابراين ، « أل » در « الذّكر » به شيوه كنايى به مذكر برمىگردد و « أل » در « الانثى » بازگشت مىكند به « أنثى » كه صريحا در « رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُها أُنْثى » ذكر شده است . پس عهد خارجى سه گونه است : 1 - صريحى 2 - كنائى 3 - علمى